أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

8

قانون ( فارسى )

ندارد - انقطاع مىيابد . آبشامهء ستبر : اين آبشامه كه با مغز در تماس مباشر نيست ، با آبشامهء نازك هم به آن اندازه نزديكى ندارد كه هيچ فاصله‌اى در ميان نباشد ؛ ولى ارتباط اين دو به وسيلهء رگهايى است كه از آبشامهء ستبر به آبشامهء نازك رسيده است ، آبشامهء ستبر به وسيلهء زردپيهاى آبشامه‌اى - كه از خود آن روييده‌اند - به كاسهء سر چنگ زده و به درزهاى كاسهء سر بند شده است و از گرانى كردن و فشار بر مغز وارد آوردن كناره گرفته است . زردپيهاى نامبرده كه آبشامه و كاسهء سر را بهم ربط داده‌اند ، از جاى به هم رسيدن استخوانهاى كاسهء سر ، سر برآورده و به رويه آمده‌اند و جايگير شده‌اند و آبشامهء سرپوش كاسهء سر را تنيده‌اند و ارتباط آبشامهء ستبر را با كاسهء سر هرچه محكم‌تر كرده‌اند . در مغز - به درازا - سه شكمچه موجود است و هريك از اين سه شكمچه - در پهنا - دو نيمه است . بطنى كه در قسمت جلو مغز جاى دارد دو نيمه بودنش محسوس و آشكار است و مىبينيم كه نيمى در طرف راست و نيمى در طرف چپ است . در بطن جلو ، چندين كار انجام مىشود : 1 - حس بويايى از آن كمك مىگيرد . 2 - به وسيلهء عطسه كردن زائده‌ها را دور مىريزد . 3 - قسمت اعظم روان حسى را توزيع مىنمايد . 4 - در كنش نيروهاى تصويرى - كه منظورم نيروهاى حسهاى سرپوشيدهء درونى است - دست‌اندركار است . شكمچهء قسمت عقبى : هرچند به بزرگى دو شكمچهء ديگر نيست باز تا حدى بزرگ است ، زيرا بايد كاوكى بزرگ را پر كند ؛ رستنگاه نخاع است و نخاع به جاى بزرگ نيازمند است ؛ اكثريت روان جنبنده از آنجا سرچشمه مىگيرد ؛ قوّت حافظه را در بر دارد . اين شكمچهء عقبى به تدريج از بزرگى به كوچكى مىگرايد و در اين تدريج‌روى ، رو به سوى نخاع مىرود و غلظت مىيابد و سرانجام به سفتى مىگرايد . شكمچهء وسطى : اين شكمچه كه در ميانهء شكمچهء جلوى و عقبى قرار دارد ، دالان مانندى است كه دو شكمچهء جلوى و عقبى را به هم متصل مىسازد . اين شكمچه به درازا دالان مانندى است بزرگ و شايستهء به هم پيوند دادن دو شكمچهء بزرگ است . از اين راه دالانى روان موجود در قسمت جلوى مغز با روان موجود در قسمت عقبى همواره در تماس است و شبحهاى يادآورنده از راه اين دالان عبور مىكنند . سقف اين دالان درازناى طاق‌ماننده‌اى است كه آن را « سقف ازجى » نامند . اين طاق‌مانندگى و مدوّرى از آن است كه علاوه بر معبر بودن از آسيب‌پذيرى دور باشد و دربرداشتن و نگهدارى پردهء پلكانى ( حجاب مدرج كه از نرمى به تدريج سفت شده است ) داراى نيروى كافى باشد . در آن سقف طاق‌مانند هر دو نيمه از شكمچهء قسمت جلو مغز گرد هم آمده‌اند كه آنجا را « مجمع البطنين » گويند و اين دهليز در حكم ديد قسمت عقبى قرار گرفته است ، همين معبر خود به